توضیح ضروری:احتمالا نگارنده مطلب پس از نگارش به یکی از گروه های معارض،معاند،محارب، اختلاط طلب،تحریک شده توسط ایادی استکبار و آمریکا و... منتسب شود ولی همین الان خود را از این اتهامات مبرا می دانیم و می گوییم که فقط می خواهیم دانشگاه بهتر بشود!چون موسسان دانشگاه به صرف اینکه خودشان دانشگاه را تاسیس کرده اند عقلا نمی توانند هر گونه تصمیمی که خود صحیح می پندارند اتخاذ کنند. چرا که نتایج این تصمیمات بر مسیر زندگی و عمر هزاران هزار دانشجو عارض خواهد شد و در صورت نادرست بودن تبعات سنگین و جبران ناپذیری خواهد داشت .پس بهتر است که از سرمایه خرد جمعی هم خود را بهره مند سازند!

در پردیس خواهران دانشگاه امام صادق (ع) در کنار اساتید بسیار خوبی که داریم یعنی اساتیدی که هم در رشته تخصصی خودشان متخصص هستند و هم بر مبانی اسلامی درس و بحثشان تسلط دارند ،اساتیدی هم داریم که در زمینه تخصصی خودشان متوسط هستند و بعضا نه تنها با مبانی اسلامی آشنایی ندارند بلکه گاهی نظریاتشان با بدیهیاتی از اسلام مخالف است.

خب در دانشگاهی که عنوان معارف اسلامی در کنار نام اغلب رشته ها وجود دارد و این انتظار را در مخاطب ایجاد می کند که لا اقل دروس تخصصی هر رشته با رویکرد معارف اسلامی تدریس شود و مفاهیم آن دانش، با مبانی و معارف علوم اسلامی مقایسه شود وجود این دسته از اساتید مطلوب نیست!

ممکن است برخی افراد وجود این اساتید را برای ایجاد فضای تضاد و تضارب آرا و پیدایش مسائل جدید مفید بدانند اما باید گفت در مقطع کارشناسی که  هنوز دانشجویان از یک  ساختار فکری منسجم و نظام مند علمی، در زمینه رشته تخصصی خودشان برخوردار نیستند اگر با چنین اساتیدی مواجه  شوند پایه های فکری و نظریشان کج بنا می شود و می دانید که خشت اول گر نهد معمار کج!چه اتفاقی می افتد.



در واقع این اساتید نه  می توانند در دانشجویان سوال ایجاد کنند،سوالی که نخستین گام یک پژوهش است  و نه می توانند  آنان را به صورت صحیح در مسیر معارف اسلامی هدایت کنند تا در نهایت به تولید علم اسلامی و بومی منجر شود چون خود با این مسیر صحیح چندان نسبیتی ندارند!

ممکن است بفرمایید که ما از نظر دسترسی به چنین اساتیدی با محدودیت مواجه هستیم و مگر چند استاد متخصص متعهد در علوم انسانی در کشور داریم که توقع داشته باشیم همه اساتید دانشگاهمان هم کاملا متخصص باشند و هم با معارف اسلامی آشنایی کافی داشته باشند؟

این حرف درست است اما مشکل اینجاست که پردیس خواهران دانشگاه به خاطر لحاظ کردن شرط"زن" بودن در گزینش اساتید،دانشجویان را از این گنجینه اساتید متخصص متعهد بیشتر محروم می کند!

یعنی اگر مثلا دانشگاه به 70 استاد نیاز داشته باشد و ما 50 تا استاد متخصص متعهد در کل کشور داشته باشیم که 35 نفر ایشان مرد باشند پردیس خواهران ترجیح می دهد 15 تا از این اساتید متخصص متعهد را که زن هستند جذب کند و   55 استاد باقی مانده را  از بین خانم هایی انتخاب کند که با معارف اسلامی چندان آشنا نیستند و یا حتی با آن مخالفند به این شرط که از نظر خط فکری سیاسی یا موافق دانشگاه باشند و یا بی تفاوت نسبت به سیاست.

البته راه دیگری هم که وجود دارد و در دانشگاه استفاده می شود این است که یک استاد متعهد چندین درس را تدریس کند که حتی ارتباطی با تخصصش ندارد!

واقعا اگر هم جنس بودن استاد و دانشجو تا این حد اهمیت دارد که حتی بر بعد تخصصی و معارف اسلامی هم غلبه می کند چرا مقام معظم رهبری در درس خارج فقه خودشان طلاب خانم را هم به حضور می پذیرند و  چرا برخی از اساتید پردیس خواهران که چنین سیاستی دارد در درس خارج فقه آقا شرکت می کنند؟

مسئولین پردیس خواهران در موارد بسیاری اتخاذ چنین سیاستی را به خاطر توانمند ساختن زنان و ایجاد حس خود باوری در ایشان معرفی کرده اند!آن ها بارها به دانشگاهی که بجز دو سه نفر تاسیسات و باغبان تماما توسط خانم ها اداره می شود بالیده اند!آیا مقام معظم رهبری هم با چنین استدلالی نمی توانستند تدریس درس خارج فقه زنان را به زنان مجتهد واگذار کنند؟
 به نظر می رسد آنچه بیشتر از زن بودن باید اهمیت داشته باشد خروجی های دانشگاه است که باید از رشد همه جانبه ای برخوردار باشند!